پاییز در راهه

426

تعطیلات هم گذشت به سرعت برق و به تندی باد!

زیارت ودعاهای همه قبول باشه من که نذر کوچیکم را ادا کردم و دوباره برای سال بعد نذر کردم مهم نیست که نذر کوچیک باشه یا بزرگ مهم اینه که دلت پاک باشه و نیتت خیر!

امیدوارم تو این روزای عزیز همتون به مراد دلتون برسید الهی آمین

ماه مهر فردا از راه میرسه و تابستون کوله بارشو می بنده از اینکه گرما داره میره خوشحالم ولی امیدوارم پاییز سردی نداشته باشیم که از سرماخوردگی متنفرم!

تعطیلات و نی نی

425

بلاخره دختر هفت ماهه خواهر شوهرم به خونه آمد همسرم برایش یک گوسفند قربانی کرد خداروشکر حال جفتشان خوب است!

همه میگفتن ایشالله قسمت خودت ! منم میخواستم بگم حالا به فکر عروسی ما باشید بچه پیشکش!

امروز روز خوبیه چون سه روز تعطیلی در راهه

امیدوارم به همتون خوش بگذره دوستان خوبم

دوست داشتن

 

424

دوست داشتن احتمالا بهترین شکل مالکیت است


 اما مالکیت بدترین شکل دوست داشتن ...
 

قصه ی جزیره ی ناشناخته
ژوزه ساراماگو

 

خستگی

423

مرد 66 سالشه و زن 56 ساله !

هنوزم میان سرکار مشتری راه میندازن با مشتری چونه میزنن پیگیری می کنن روزی 8 ساعت اصلا هم احساس خستگی نمی کنن شاید بخاطر اینکه کار برای خودشونه ولی بلاخره بدن باید فرسوده بشه دیگه!

تازه کارگرشونم 71 سالشه!

من که در اوج جوانی از کارکردن خسته شدم کمر درد دست درد گرفتم و چشمامم داره ضعیف میشه!

خدایا چطور اینقدر بین بنده هات فرق هست؟!

بی حالی

422

دیشب بعد ازخوردن شام کنار سفره دراز کشیدم چشمام خیلی سنگین شده بود ساعت 8 شب بود می دونستم برای خوابیدن زوده ولی خواب مانعم شد ساعت 11 شب بود که آلارم گوشیم زنگ خورد تلوتلوخوران رفتم قرصم را خوردم و دوباره خوابیدم صبح ساعت 8 صبح بازهم خواب آلود و کسل بودم بدنم درد میکرد و آبریزش بینی داشتم یه تبخال هم روی بینی ام زده بودم اصلا حال خوشی نداشتم ولی باید به سرکار می رفتم..

دو سه روزی است حالم خوش نیست هم حال روحی ام هم جسمی ام...

امیدوارم تعطیلات آخر هفته سرحالم بیاورد...

ماندن در خانه

421

دو ماهه که مادرشوهر برای پرستاری از دختر باردارش خونه نیست منم به هوای اینکه همسرجان تنهاست هر شب به خانه شان میرفتم تا اینکه صدای خواهرها درآمد که نمیشه که هرشب بروی و یک شب هم پیش ما بمان!

  من هم دو روز آخر هفته را خانه ماندم خیلی مزه داد البته همسری هر ساعت به ساعت زنگ میزد و دلتنگی میکرد ساعت یک و نیم نصفه شب هم زنگ زده میگه من گشنمه غذا تو یخچال چی داریم؟!!!!!

خلاصه حسابی لوسش کردم ولی خوبه هر از گاهی با خانواده ام باشم البته این فقط مختص به دوران عقده بعد ازدواج از این روزا خبری نیست یکم غم انگیزه نه؟

بگو دوستش داری

420

هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را
 چون رازی در سینه محفوظ داری.
 خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.
 به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری
 بگو چقدر برایت ارزش دارند.
 اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود
 و روز بی ارزشی خواهی داشت. ...


 همراه با عشق
گابریل گارسیا مارکز

یعنی میشه؟

419

این روزا خیلی استرس دارم همش فکر و خیال می کنم به آذرماه فکر می کنم به اینکه چقدر سر قولشون می مونن به اینکه نکنه بهونه بیارن فلان شد بهمان شد...

یعنی میشه تو ماه آذر97 تو خونه خودم با لپ تاپ جدیدم بیام پست بذارم و خوشحال باشم؟

خدایا می دونم هوامو داری ....

 

روز قشنگ

418

امروز روز قشنگیه پر از اتفاقات ناب  و قشنگ

بیایید متمرکز بشیم روی اتفاقات خوب و عالی

مطمئن باشیم ما لیاقت بهترین زندگی رو داریم

پس تلاش می کنیم

و هیچوقت نا امید نمی شیم

سه شنبه تون پر از الطاف الهی...

کیمیاگر

417

چند بار کتاب کیمیاگر پائولو کوئیلو رو خوندم تازگیا هم دارم صوتی گوش میدم خیلی کتاب قشنگیه

یه قسمتی از کتاب میگه که اگر آرزویی داشته باشی تمام کیهان دست به دست هم میدن تا تو به رویات برسی

من همیشه رویای معلم شدن رو داشتم درس دادم به دختر بچه های دبستانی ولی هنوز رویام محقق نشده چرا کیهان مرا یاری نمی کند؟....

زندایی شدم

416

خبر خوب اینکه زن دایی شدم!

بچه هفت ماهه به دنیا اومد ولی خداروشکر سالم و سرحاله !

خیلی نگرانم مادرشوهرم  همش به فکر دختر و نوه اش هست اصلا به فکر عروسی ما نیست بعد محرم و صفر همه تالارها پر میشه!

همسرم هم میگه باید مادرم بره دنبال کارها ! میترسم نتونیم تالار پیدا کنیم خرید که میشه یک هفته ای رفت ولی تالارها پر میشه!

خدایا کمک کن کارها درست بشه و اینقدر من حرص نخورم...

 

مرخصی و اردبیل زیبا

415

سه روز آخر هفته را با یکی از دوستانمان به اردبیل رفتیم  دوستی که واسطه ازدواج ما شد و ما را به هم رساند!

خیلی خوش گذشت آبگرم رفتیم و پل معلق مشکین شهر و زیپ لاین که تجربه ترسناک ولی خوبی بود!

دیشب ساعت پنج و نیم صبح رسیدیم خونه و ساعت 6خوابیدم و هشت بلند شدم الان تو حالت خواب آلودی عجیبی هستم!

خبر خوب اینکه هفته بعد هم سه روز تعطیلی رسمی هست آخ که چقدر این تعطیلات وسط کار می چسبه!

حق مرخصی

414

چرا صاحبکارا موقع دادن مرخصی انگار دارن جونشونو میگیرن؟

از اول تابستون فقط یک روز مرخصی رفتم الان که میخوام دو روز آخر هفته رو مرخصی بگیرم غر می زنن!

البته من که میرم چون حقمه و حق گرفتنی نه دادنی!

 

 

 

وقت بازی

413

من و همسرجان بازی آمیرزا رو نصب کردیم و داریم با هم رقابت می کنیم

من هنوز مرحله 46 هستم و همسری 120!

 از این بازیهای باحال سراغ دارید معرفی کنید دوستان!

شمال و ریمو ناخن

412

اول هفته تون بخیر و شادی

آخ که چقدر مزه میده با ناخنهای کوتاه تایپ کردن نرم و روان و دلپذیر!

پنج شنبه  مادرهمسری دلش گرفته بود و پیشنهاد شمال رو داد همسری هم گفت من باید برم سرکار مادرشم گفت عروسم راننده س غصه ندارم که!!!!

تو سفر هم یکی از ناخنای کاشتم شکست طاقت نیاوردم و بقیه رو هم با ناخن گیر گرفتم الان باید برم استون 100 درصد بخرم و بقایایش را پاک کنم دلم برای ناخنای خودم تنگ شده بود بیچاره ها باید هوا بخورن دیگه!

تعطیلات شما چطور گذشت دوستان؟

عروسی

411

دیشب عروسی یکی از اقوام همسرجان بود ،باغ تالار قشنگی بود ولی اکثر مهمانها فقط غیبت می کردند بجای اینکه از عروسی و شادی لذت ببرن یه سره غر میزدن!

چه عروس زشتی! مهموناشون چرا رقص بلد نیستن! مامان داماد چرا اخم کرده؟چرا تالار اینجوریه ؟ چرا بی کلاسن؟چرا....

بنظر من که برای عروس و داماد شب قشنگ و بیادموندنی بوده اصلا نظر مهمونا مهم نیست چون هر کاری کنی باز ایراد میگیرن!

ایشالله خوشبخت بشن و همه مجردا به این شب رویایی برسن الهی آمین

تولد آبجی کوچیکه

410

بلاخره موهامو رنگ کردم و تولد خواهری رو به خوبی برگزار کردیم حدود 20 تا همکاراش اومده بودن حسابی رقصیدن و مجلس رو گرم کردن !

من مسئول پذیرایی و بلند کردن مهمونا برای رقص بودم و کلا وظیفه ی مهمی داشتم!

ناپرهیزی کردم و بستنی و ژله و کیک تولد خوردم!

اشکال نداره دو هفته ای یه بار البته!(بلاخره باید یه جوری خودمو توجیه کنم دیگه)

 

تولد و رنگ مو

409

امروز باید بین التعطیلی حساب میشد ولی  من اومدم سرکار مثل یه دختر خوب و منظبط!

دیروز جایی نرفتیم فقط تو خونه بودیم و خوابیدیم آخ که چقدر چسبید!

جمعه تولد خواهری جونه موندم لباس چی بپوشم؟!

ما خانما چرا اینطوری هستیم مهمونی که میشه مدام در تب و تاب این هستیم که لباس چی بپوشیم آخرش هم راضی نمی شیم!

خانمای عزیز رنگ مو چه مارکی بهتره که شما امتحان کردید و خوب بوده؟