جوجه پر طلایی
573
پنح شنبه همراه خواهر و برادر جان به سینما رفتیم برای فیلم (تگزاس2) خیلی خنده دار و باحال بود و کلی شاد و سرکیف شدیم برگشتنی برادرجان هوس کرد جوجه رنگی بخره با وجود مخالفت خواهرم باز هم برادری برنده شد و یک جوجه ناز پرطلایی نوک طلا خریدیمم
پنح شنبه همراه خواهر و برادر جان به سینما رفتیم برای فیلم (تگزاس2) خیلی خنده دار و باحال بود و کلی شاد و سرکیف شدیم برگشتنی برادرجان هوس کرد جوجه رنگی بخره با وجود مخالفت خواهرم باز هم برادری برنده شد و یک جوجه ناز پرطلایی نوک طلا خریدیمم
همینکه رسیدیم خونه یکسره شروع کرد به جیک جیک کردن و برادرم چون امتحاناتش شروع شده بهم گفت ببر خونتون تا امتحانات من تموم بشه منم از خدا خواسته آوردمش و جوجه کوچولو مهمون خونمون شد!
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 9:56 توسط سارا
|
نوشتن، آدم رو آروم میکنه وقتی یه حرفایی هست که به کسی نمی تونی بگی یا سنگ صبوری نداری میتونی یه قلم و کاغذ برداری یا بری سراغ کیبورد و تمام حرفاتو توش خالی کنی اونوقته که آروم میشی و یه نفس راحت میکشی...